سايهيهشك

خرید بک لینک
این قسمتی از مطلبی ست به قلم دیوید بوردول که خیلی وقت پیش ترجمه کرده بودم تا شاید جایی چاپش کنم که خب نشد و ماند تا حالا که کم مانده بیات شود یا شاید هم شده.اصل مقاله در وبسایت بوردول تحت نام  figures traced in light قابل دسترسی است و عکس‌‌‌‌‌‌‌‌ها به دلیل مشکلات صفحه‌چینی بلاگفا یک کاسه شده‌اند.http://www.davidbordwell.net/books/figures_intro.php?ss=1عنوانمقدمهدر اوايل دهه نود به شدت به بحث "اجراي" سينمايي علاقه مند شدم.در واقع علاقمندي من به شيوه اي بود که از طريق آن فيلم سازان بازيگ سايهيهشك...ادامه مطلب

ما را در سایت سايهيهشك دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 0:27

تفریق/ مانی حقیقی/ ۱۴۰۱هر فیلمسازی در دوران رشد و پیشرفت کاری خود تکنیک‌های منحصربفردی دارد که گاهی فیلم به فیلم همان‌ تکنیک‌ها را با خود منتقل می‌کند و گاهی بنا به موقعیت فیلم یا فیلمنامه وضعیت جدیدی را جایگزین آن می‌کند.از نمونه‌ی دسته‌ی اول می‌شود به اسپیلبرگ و از دسته‌ی دوم می‌شود به مایکل مان اشاره کرد. البته که مثال‌ها زیادند اما همین دو نمونه هم برای درک مفهوم مورد بحث کفایت می‌کند.مانی حقیقی قطعن جزو دسته‌ی اول فیلمسازان است. کارگردانی با تسلط عالی به متن و روایت اما فاقد هوشمندی تکنیکی سايهيهشك...ادامه مطلب

ما را در سایت سايهيهشك دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 0:27

تفریق/ مانی حقیقی/ ۱۴۰۱هر فیلمسازی در دوران رشد و پیشرفت کاری خود تکنیکهای منحصربفردی دارد که گاهی فیلم به فیلم همان تکنیکها را با خود منتقل میکند و گاهی بنا به موقعیت فیلم یا فیلمنامه وضعیت جدیدی را جایگزین آن میکند.از نمونهی دستهی اول میشود به اسپیلبرگ و از دستهی دوم میشود به مایکل مان اشاره کرد. البته که مثالها زیادند اما همین دو نمونه هم برای درک مفهوم مورد بحث کفایت میکند.مانی حقیقی قطعن جزو دستهی اول فیلمسازان است. کارگردانی با تسلط عالی به متن و روایت اما فاقد هوشمندی تکنیکی برای منطبق کردن سبک بصری بر روایت.واضحتر بگویم اگر اسپیلبرگ عمدتن با انتخاب روندهای روایی مشخص و تبدیل آن به نحو سینمایی آزموده را بیآزمودن دوباره همانگونه به کار میگیرد تا از نتیجه مطمئن باشد (و البته هرگاه از این اصل عدول میکند فاجعه میآفریند؛ همچون آمیستاد) استادی مانند مان با شلتاق میان سویههای متضاد روایت اجبارن به مدلهای مختلف سبکی (و الزام مضاعف به بهکارگیری شقوق تکنیکی بیشمار) سرک میکشد.مانی حقیقی اما پایی در سویی و پایی در سوی دگر دارد. اگرچه از لحاظ شلتاق میان مایههای متفاوت روایی مان را میماند اما اصرار به عقبماندگی تکنیکی و چسبیدن به این ایدهی کپکزدهی تئوری مولفیها (سپوختن نسلی از پی نسلی از فیلمسازان با تحمیل سبک منحصربفرد به هرکدام) چنان افتراقی را باعث میشود که با هیچ سریشمی چسبیده نمیشود.بهتر توضیح دهم. اگر در فیلمهایی مانند آبادان (کمتر) و کارگران مشغول کارند و پذیرایی ساده (بیشتر) سادگی و ایستایی نماهای گاهی طولانی جزیی از الزام روایی است اما در روایتهای شبهکلاسیکی مانند کنعان، خوک یا اژدها وارد میشود لزوم رعایت رویکردی متفاوت قطعی است. رویکردی سايهيهشك...ادامه مطلب

ما را در سایت سايهيهشك دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 1 تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 11:48

این قسمتی از مطلبی ست به قلم دیوید بوردول که خیلی وقت پیش ترجمه کرده بودم تا شاید جایی چاپش کنم که خب نشد و ماند تا حالا که کم مانده بیات شود یا شاید هم شده.اصل مقاله در وبسایت بوردول تحت نام  fi سايهيهشك...ادامه مطلب

ما را در سایت سايهيهشك دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: پنجشنبه 3 مهر 1399 ساعت: 8:56

میخواهم پیشنهاد بدهم تا سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری را از این زاویهی دید ببینید: داستان سه بیلبورد تنها که ناخواسته درگیر ماجرایی میشوند. همچون تمام قهرمانان اساطیری ابتدا میلی در ادامهی راه ن سايهيهشك...ادامه مطلب

ما را در سایت سايهيهشك دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 22:22

صفحه بندی