این که پرداخته شدن فیلم آخر مرجان ساتراپی (نویسندگی و کارگردانی مشترک با ونسان پارانو) در مطبوعات ایران با مشکل مواجه خواهد شد شاید نه تنها به دلیل موضعگیری های تند او در فیلم پیشیناش پرسپولیس است بلکه اساسن تصور اینکه بشود چنین فیلم افسانه پریانی را در حیطه نقد فارسی، تحلیل کرد کمی دشوار است.

آنچه "خورش آلو با مرغ" را تبدیل به پدیدهای جذاب و فیلمی دلنشین میکند، صرفنظر از داستان رمانتیک و شبهپریانش، حرکت روی لبهی تیز هجو است. هجوی تلخ و بیمهابا که به سیاهی میزند اما دل را نمیزند.
ناصرعلیخان، کاراکتر اصلی فیلم بعد از شکسته شدن ویولون محبوبش توسط همسر به ظاهر سنگدلش، تصمیم میگیرد تا بمیرد و میمیرد. اما تا روز مرگش هشت روز طول میکشد و ما طی یک هفته داستان زندگی ناصرعلی از ابتدای دوران جوانی تا لحظهی مرگاش را دوره میکنیم.
همین یک پست پیش بود که دربارهی استفادهی خلاقانه از فلشبک در جذاب شدن روایت گفتم و حالا باز با فیلمی روبهرو هستیم که با تلفیق روایتی خطی و فلشبک لمس احساسات کاراکترها را برای تماشاگر راحتتر میکند: وقتی در نمایی تکراری ولی اینبار از p.o.v فرنگیس ماجرای شکستن ویولون را میبینیم دیگر آن احساس اولیه را نسبت به فرنگیس نداریم و بیشتر با سیمای زنی عاشق و غمگین روبهرو هستیم تا آن فرنگیس سختگیر و انتقامجو.

شیوهی روایتگری پیرنگ، همچون فیلمهای متاخر (عمدتن فرانسوی) همچون آملی پولن یا نامزدی طولانی (هر دو از ژان پیر ژونه) با استفاده از راوی همهچیزدان اما خوددار و نامطمئن پیش میرود. راویای که هوشمندانه همپای تماشاگر ذرهذره اطلاعات را از خلال خود پیرنگ بیرون میکشد و بیهیچ قضاوتی (همراه با لحن مونوتن گویندهاش) در اختیار تماشاگر قرار میدهد.
تکنیک سازندگان، در تلفیق فضای واقعی و انیمیشن علاوه بر خلق فضایی غیرواقعی و افسانهای به باورپذیرتر شدن حس نوستالژیک و غمغربت گرایانهی اثر نیز کمک میکند. هوشمندی دیگر سازندگان فیلم آنست که برای واقعی شدن داستانشان زحمت زیادی نکشیدهاند. تهران فیلم همانقدر تهران دههی ۳۰ست که میتواند دهلی یا لاهور یا حتا شهری کوچک در اروپا باشد. عدم التزام سازندگان به واقعگرایی تا جایی پیش میرود که کافه نادریاش سر نبش یک میدان است (و چه بامزه که همهی تابلوها به دو زبان فرانسه و فارسیست).
نقطهی قوت فیلم، علاوه بر متن و کارگردانی بازیهای حساب شده (و دقیقن از روی الگوهای بازیگری کلاسیک) است. بازیهایی که گوشه چشمی حتا به بازیگران دوران صامت دارد. نگاه کنید به لحظهی بازگشت "ایران" (گل شیفته فراهانی) نزد ناصر و نحوهی بالابردن پای چپش هنگام بوسه. یا بازی "فرنگیس" وقتی برای بار دوم ویولون ناصرعلی را میشکند.
خورش آلو با مرغ، وجه تسمیهاش را از غذای مورد علاقهی ناصرعلی میگیرد. آخرین غذایی که همسرش برای ایجاد شور زندگی در او درست میکند غافل از اینکه ناصرعلی تصمیم گرفته تا هر طور هست بمیرد.

پ.ن: در یک وبگردی برای مطلع شدن از نظریات مختلف پیرامون فیلم به یک نقد (فحشنامه لغت مناسبتری ست) برخوردم که فیلم را با بوف کور مقایسه کرده بود اینجا فارغ از لحن توهین آمیز نوشته فکر میکنم ایده ی مقایسه شاهکار هدایت با پیرنگ فیلم پربیراه نباشد
سايهيهشك...
ما را در سایت سايهيهشك دنبال میکنید
برچسب: خورش آلو با مرغ,خورش آلو با گوشت,خورش آلو با خلال بادام,خورش آلو با مرغ و هویج,خورش آلو با رب انار,خورش آلو با مرغ (فیلم),خورش آلو با مرغ از گلي فراهاني,خورش آلو با مرغ (۲۰۱۱),خورش الو بامرغ,خورش الو با لپه, نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 19:21